ديد ، اعتقادش راسختر گرديده گفت : اگر آن دو بر باطل بودند همخواب رسول خدا صلى الله عليه و آله نمىشدند . سرانجام آنان از هدايت او نوميد شده وى را ترك كردند .
يك روز صبح آن مرد پيش آنان آمده خواستار تعليم و بيان عقايد شيعه گرديد .
آنان با تعجب از او سبب پرسيدند .
وى گفت : خواب ديدم گويا شباك ( پنجرههاى ) اطراف قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله برداشته شده و مردم دسته دسته براى زيارت قبر وارد مىشدند و در اين حال نگهبانان از ورود بعضى از افراد جلوگيرى نموده كه از جمله من بودم . علّتش را پرسيدم ، گفتند : رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داده شباك تنها براى زيارت شيعيان علىّ بن ابى طالب عليه السلام برداشته شود و ديگران را رخصت نداده است . پس وحشتزده از خواب بيدار شده حقانيّت مذهب شما بر من ثابت گرديد . « 1 »
7 - عبرت و هشدار !
خرائج : از ابو محمّد صالحى از علىّ بن هارون منجم نقل كرده كه مىگويد :
راضى خليفهء عباسى ، بسيارى اوقات با من بحث و مجادله مىكرد و مىگفت :
سياست على عليه السلام در برخورد با معاويه اشتباه بوده است . و من برايش توضيح مىدادم كه على جز صواب كارى انجام نداده است ، ولى او نمىپذيرفت . تا اينكه يك روز پيش ما آمد و ما را از بحث كردن پيرامون اينگونه مسائل باز داشت و گفت :
خواب ديدم گويا به منظور گردش و تفريح از خانهام بيرون شدم ، ناگهان مرد كوتاه قدى را كه سرش سر سگى بود ، به نزد من آوردند ، پرسيدم : اين مرد كيست ؟ گفتند :
كسى است كه به علىّ بن ابىطالب نسبت خطا مىدهد .
هامش
( 1 ) - دارالسلام : 2 / 186