10 - خواب زيد و خبر دادن از عمر او
خصائص سيّدرضى : نقل شده كه زيد فرزند موسى بن جعفر ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديد كه گويا همراه اميرالمؤمنين عليه السلام در جايگاه بلندى كه شبيه آب بند بود نشستهاند و بر آن نردبانى بود ، در اين موقع خوانندهاى اين قصيدهء سيّد حميرى را مىخواند :
« لائم عمر و باللوى مرباع » ، تا اينكه به اين شعرش رسيد :
قالوا له لو شئت أعلمتنا * إلى من الغاية و المفزع
« به او گفتند : اگر خواهى ما را آگاه كن كه سرنوشت و دادخواهى مسلمين ( بعد از شما ) برعهدهء چه كسى خواهد بود ؟ » .
در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله به امير المومنين عليه السلام نگاه كرد و تبسم نمود و به او فرمود :
آيا ايشان را آگاه نساختم ؟ ! آيا ايشان را آگاه نساختم ؟ ! آيا ايشان را آگاه نساختم ؟ !
زيد گويد : آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : تو به تعداد پلههايى كه بالا رفتهاى هر پلهاى يكسال عمر مىكنى . و من آنها را شمردم اندكى بيش از نود بود .
و او نود سال و اندى در دنيا زيست .
اين زيد همان كسى است كه به زيد النار معروف است ؛ زيرا موقعى كه بر بصره پيروز گرديد عدّهاى از اهل بصره را سوزاند و شمارى از بازارهاى آنجا را به آتش كشيد . « 1 »
11 - اشعار كميت دربارهء غديرخم
تذكره سبط بن جوزى : پس از نقل رواياتى دربارهء غديرخم از كتاب فضائل
هامش
( 1 ) - خصائص الأئمّه : 44