از اين كه مبادا مردم با او بيعت كنند - به آن حضرت گفت : اگر انصار سخنان شما را پيش از آن كه با ابو بكر بيعت كنند شنيده بودند هرگز دربارهء خلافت شما اختلاف نمىكردند « 1 » .
و نيز آورده : على ، شبها فاطمه را بر استر سوار نموده به مجالس و مجامع انصار مىبرد تا از آنان استنصار كند ، و آنان در پاسخ فاطمه - عليها السلام - مىگفتند اى دختر رسول خدا ! اگر همسر و پسر عم تو قبل از ابو بكر از ما بيعت خواسته بود ما با ديگرى بيعت نمىنموديم و على - عليه السلام - به آنان مىگفت : آيا صحيح بود كه من در آن موقع پيكر پاك رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را در ميان خانه بگذارم و از خانه خارج شده بر سر خلافت آن بزرگوار با مردم به مشاجره و مخاصمه برخيزم ؟ ! و فاطمه - عليها السلام - نيز به آنان گفت : ابا الحسن كارى بر خلاف وظيفهاش انجام نداده و آنها مرتكب اعمالى شدند كه خدا با آنان حساب و هم مطالبهء جواب خواهد نمود « 2 » .
( 1 ) مؤلف : بر فرض اين كه حديث غدير خم ثابت و قطعى نباشد - با اين كه كتابها در اين خصوص از طريق اهل سنت نوشته شده - و با چشمپوشى از سخنان متواتر و مكرّر رسول خدا دربارهء مسألهء خلافت كه از نخستين روزهاى آغاز بعثت تا آخرين لحظات زندگى بر آن تأكيد مىنمود ، بويژه نسبت به خويشان نزديكش كه به دستور خداوند آنان را به اين امر مهم دعوت و ارشاد مىكرده و با صرفنظر از رفتار و اعمال آن حضرت در اين باره ، به گونهاى كه هر كس كه معتقد به نبوت آن حضرت بوده عادتا به جانشينى امير المؤمنين - عليه السلام - از براى آن بزرگوار نيز اذعان و اعتقاد پيدا مىكرده ، و بر فرض نبودن آيات قرآنى ، و براهين عقلى ، و فطرت بشرى ، كافى است در اثبات عدم صحت مسلك آنان ، شك و ترديدى كه خليفهء آنان در امر خلافت خود داشته است .
هامش
( 1 ) - تاريخ الخلفا ، ص 11 .
( 2 ) - تاريخ الخلفا ، ص 12 .