تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
خوردن غذا مشغول بودند . على - عليه السلام - : مسافريد يا بيمار ؟ - نه مسافريم و نه بيمار . - اهل كتاب هستيد ؟ - نه . - پس چرا در روز ماه رمضان غذا مىخوريد ؟ آنان پاسخى گفتند كه معنايش اين بود كه تو خدا هستى . امير المؤمنين - عليه السلام - چون مقصود آنان را فهميد از اسب پياده شد و به سجده افتاد و گونه‌هاى صورت را بر خاك گذاشت و سپس به آنان فرمود : واى بر شما ! من هم بنده‌اى از بندگان خدا هستم . ولى آنان گوش نكرده و بر پندار خود ثابت بودند . در اين هنگام على - عليه السلام - دستور داد تا دو چاه در كنار هم حفر كنند ، يكى باز و ديگرى سربسته ، و روزنه‌اى بين آنها قرار دهند و سپس آن گروه را در گودال سربسته قرار داد و در ميان گودال ديگر آتشى افروخت و با دود ، آنان را عقوبت مىداد و در آن حال پيوسته ايشان را به اسلام دعوت مىنمود ولى نمىپذيرفتند ، تا اين كه دستور داد آنان را با آتش سوزاندند « 1 » .

4 - پيدايش غلات

( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح « نهج البلاغه » « 2 » آورده : نخستين كسى كه در زمان امير المؤمنين - عليه السلام - به آن حضرت غلوّ ورزيد و او را خدا خواند ، عبد اللّه بن سبأ بود ، هنگامى كه حضرت خطبه مىخواند عبد اللّه برخاست و چند بار به وى خطاب كرد تو خدا هستى ، پس گروهى از اصحاب آن حضرت كه از جملهء آنها عبد اللّه بن
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 425 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 425 و 426 .
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 285 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى