تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
عباس بود براى او نزد آن حضرت شفاعت كردند و گفتند : توبه نموده و از عقيدهء خود بازگشته است ، پس على - عليه السلام - او را بخشيد ولى مشروط به اين كه از كوفه خارج شود . و هنگامى كه خبر شهادت على - عليه السلام - به عبد اللّه بن سبأ رسيد گفت : به خدا سوگند اگر مغز سرش را در هفتاد هميان برايم بياوريد بازهم مىگويم نمرده و نخواهد مرد تا زمامدار تمام عرب شود . گروهى به عبد اللّه بن سبأ گرويده و با او هم‌عقيده شدند ، از جمله عبد اللّه بن صبرهء همدانى و عبد اللّه بن عمرو كندى و چند تن ديگر . و عده‌اى از اين افراد به شبهاتى بىاساس تمسك جسته‌اند . از جمله به گفتار عمر كه ، هنگامى كه آن حضرت به موجب حدّى چشم مردى را كور كرد ، گفت : « ما اقول فى يد اللّه فقأت عينا فى حرم اللّه ؛ چه گويم دربارهء دست خدا كه چشمى را در حرم خدا كور كرد » . مؤلف : اصل اين قضيه داستانى است كه ابن اثير در « نهايه » آورده : كه مردى در حال طواف به زنهاى مسلمين نگاه مىكرد ، پس امير المؤمنين - عليه السلام - سيلى به صورتش زد آن مرد به نزد عمر شكايت برد ، عمر به او گفت : او به حق تو را زده است چشمى از چشمان خدا تو را رسيده ( و مقصودش امير المؤمنين بود ) « 1 » . و مانند گفتار خود آن حضرت كه مىفرمايد : به خدا سوگند من در خيبر را با نيروى بشرى بيرون نياوردم بلكه با تأييد و نيروى الهى بيرون آوردم . و مانند گفتار رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در : « لا إله الّا اللّه وحده وحده صدق وعده و نصر عبده » كه فرمود : كسى كه تمام احزاب را مغلوب ساخت على بن أبي طالب بود ؛ زيرا وقتى كه بزرگ و سردار آنان عمرو بن عبد ود را به قتل رساند ، ترس و رعب شديدى در ميان آنان پديد آمده همگى پا به فرار گذاشتند . و اما كيفيت جهاد با خوارج را نيز آن حضرت مبتكر بوده ؛ زيرا اين گروه در زمان پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - نبودند تا آن حضرت حكمشان را روشن سازد . و امام صادق - عليه السلام - فرموده : نبرد على - عليه السلام - با اهل قبله
هامش
( 1 ) - مناقب ، سروى ، ج 2 ، ص 55 .