8 - تدبير
( 1 ) زنى كودك ششماههاش را در پشت بام تنها گذاشته بود ، كودك اندك اندك از پشت بام خارج شده در انتهاى ناودان قرار گرفت مادر كودك از ديدن اين صحنه سخت در اضطراب و تشويش شده هر تدبيرى كرد كه فرزند را نجات دهد نتوانست ، نردبان آوردند ولى آن هم نتيجهاى نداشت ؛ زيرا ناودان طولانى بود و با ديوار فاصلهء زيادى داشت . در اين موقع مادر گريه و زارى سر داد و طفل نيز گريه مىكرد .
حضرت امير - عليه السلام - نزديك آمده لحظهاى به صورت كودك خيره شد و در آن هنگام كودك زمزمهاى كرد كه كسى معناى آن را نفهميد . پس على - عليه السلام - فرمود : كودكى همسن و سال او بياوريد ، و چون آوردند به دستور آن حضرت كودك را در پيش روى طفل قرار دادند . در اين موقع دو كودك به هم نگاه مىكردند و به رسم اطفال با هم حرف مىزدند . پس آن طفل از ناودان خارج شده و به پشت بام برگشت . پس چنان شادمانى و سرورى در مدينه روى داد كه تا آن زمان مانند آن ديده نشده بود « 1 » .
9 - مبارزهء عقل و جنون
( 2 ) تا دوران هيجده سالگى عقل و جنون در مبارزه هستند ، هيجده سال كه تمام شد هر كدام كه بيشتر باشد بر ديگرى غالب مىآيد « 2 » .
10 - دستور
( 3 ) به هنگام آميزش كم سخن گوئيد كه گاه موجب گنگى فرزند مىشود و در آن
هامش
( 1 ) - فضائل ، ابن شاذان ، ص 59 .
( 2 ) - بحار ، ج 1 ، ص 96 ، ابواب العقل و الجهل حديث 39 .