شريح داستان را بازگو كرد . على - عليه السلام - به شريح فرمود : چگونه حكم كردهاى ؟
شريح : حكمش را ندانستهام .
آن حضرت - عليه السلام - با دست مبارك مقدارى خاك از زمين برداشت و فرمود :
حكم اين مسأله از برداشتن اين خاكها هم آسانتر است . پس آن دو زن را احضار نموده و ظرفى نيز طلبيد و ظرف را به يكى از آنان داده به وى فرمود : در آن شير بدوش ، و چون مقدارى شير دوشيد حضرت آن را وزن كرد و سپس ظرف را به ديگرى داده و او نيز به همان اندازه شير دوشيد و حضرت آن را وزن نمود و آنگاه به زنى كه شيرش سبكتر بود فرمود : دخترت را بردار ! و به ديگرى فرمود : پسرت را بردار ! و در اين موقع به عمر رو كرده و فرمود : مگر نمىدانى خداوند زن را از نظر جسمى و فكرى پايينتر از مرد آفريده و ميراثش را نيز كمتر قرار داده و همچنين شيرش را سبكتر از شير پسر ؟ عمر گفت : يا على ! خلافت كه حق تو بود خواست به تو برسد ولى قوم تو ابا داشتند .
على ( ع ) : دم فرو بند ، «
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً
؛ بدون ترديد روز جدا شدن مردم از يكديگر ( روز قيامت ) وعدهگاه است » . ابن شهرآشوب قضيهء فوق را در ضمن قضاياى آن حضرت در زمان خلافت عمر نقل كرده و پس از آن مىگويد : « اطباء اين دستور را ملاك تشخيص پسر و دختر قرار دادهاند » « 1 » . « 2 »
2 - نشانهء بلوغ پسر
( 1 ) حضرت امير - عليه السلام - فرمود : پسر به حدّ بلوغ و تلقيح نمىرسد مگر هنگامى
هامش
( 1 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه ( ع ) فى عهد الثانى ، ج 1 ، ص 498 .
( 2 ) - نراقى در « خزائن » آورده : هرگاه بخواهى بدانى كه فرزند زن آبستن پسر است يا دختر ، مقدارى از شير او را در ظرفى قرار ده و بر آن آب بريز ، پس اگر شير بالاى آب قرار گرفت مولودش پسر است و گرنه دختر ، ( خزائن ، ص 113 ) .