« مع » باشد « 1 » و معناى « او تسيخ بحملها » اين است كه وجود كوههاى سنگين بر روى زمين سبب شده تا زمين اهل خود را فرو نبرد .
و در تفسير « او تزول عن مواضعها » آورده : ظاهر اين كلام اين است كه زمين داراى حركاتى است در مدار خود ؛ زيرا زمين بنا بر آنچه كه متأخرين قائلند داراى مواضع بىشمارى است كه همه در مدار معين در مقابل بروج دوازدهگانه است پس بنابراين ، تفسير « على حركتها » تمام مىشود با حركت انتقالى ساليانه و اين كه كوهها و ريشههاى كوهها حافظ هيئت اجزاء زمين هستند و مانع مىشوند از تفرق و اضطراب زمين و بر طرف شدنش از مواضع خاصهاى كه در فلك مخصوصش دارد .
دقت كنيد ، كه آن حضرت براى زمين مواضعى معرفى نموده و پرواضح است كه بنا بر هيئت قديم كه قائل به مركزيت و سكون زمين بودهاند اين فرمايش حكمتآميز هرگز معناى صادقى نداشت ؛ زيرا چيزى كه ساكن باشد تنها يك موضع دارد نه مواضعى .
3 - حركات زمين
( 1 ) و نيز در ضمن خطبهء 90 « نهج البلاغه » مىفرمايد : « . . . و عدّل حركاتها بالرّاسيات من جلاميدها ؛ خداوند حركات زمين را به وسيلهء كوهها و اجسام سنگين تعديل نمود » .
شهرستانى در شرح اين جمله آورده : « ظاهر اين كلام اين است كه كوههاى سنگين و سنگهاى سخت سبب شده كه زمين به واسطهء عروض حركات گوناگون مضطرب نشود ، و نيز در اثر تعارض جاذبهها و دافعهها تعادل خود را از دست ندهد » و سپس مىگويد : دانشمندان قرن ما حركتهاى زيادى براى زمين قائل
هامش
( 1 ) - استعمال لفظ « على » به معناى « مع » شايع است ، مانند قول خداى تعالى : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ» كه به معناى « مع الكبر » مىباشد . و نيز اين آيهء شريفه : «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ . . .» كه به معناى « مع حبّه » مىباشد ( الهيئة و الاسلام ، ص 80 ) .