حضرت ( بطور استعاره ) شب و روز را به معناى نور و تاريكى قرار داده و چنين فرموده : « خدايا ! تو نور و ظلمت را در جوّ فرو بردهاى و در اثر فرو رفتن نور در جوّ ، شب به وجود آمده ، و در اثر فرو رفتن تاريكى در جوّ روز پديد آمده است » كه آن حضرت چنين فرض نموده كه هوا نور و ظلمت را مكيده و بلع مىنمايد و هم اكنون پس از گذشتن قرنهاى زياد دانشمندان علم هيئت به وسيلهء آلات مجهز « طيف نما » و يا « اسپكترسكوپ » ديدهاند كه جوّ بر اثر اقتضاء و احتياجش مقدارى از نور را مىمكد و بقيّهاش را براى ما برمىگرداند . و حقّا كه اين كشف علمى هزار در از علم و اسرار فيزيكى به روى آنها گشوده است . و ليكن باب مدينة العلم - كه مقصودم على - عليه السلام - است - بنا بر روايات صحيحه پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - هزار در از علم به او آموخته كه از هر درى هزار در گشوده مىشود ، و بسا اين فرمايشات معجزهآسا از آثار و فروع اين درها بوده كه دانشمند محقّق از آنها هزار در كشف مىكند ، و به خدا سوگند كه كسى كه در سخنان نورانى آن حضرت - عليه السلام - دقت و تأمل نمايد ، در صورتى كه بر فنون فلسفه احاطه و تسلّط داشته باشد چشمههايى از حكمت و دانش به روى او مىجوشد ، و به صدق گفتار آن كسى كه دربارهء آن حضرت - عليه السلام - گفته : « كلام على - عليه السلام - پائينتر از كلام خالق و برتر از كلام مخلوقين است » پى مىبرد .
2 - حركت زمين
( 1 ) و نيز آن حضرت - عليه السلام - در ضمن خطبهء 202 « نهج البلاغه » در بيان حكمت آفرينش كوهها مىفرمايد : « . . . فسكنت على حركتها من ان تميد باهلها ، او تسيخ بحملها او تزول عن مواضعها . . . ؛ ساكن شد زمين با حركاتى كه دارد از اين كه اهل خود را مضطرب كند ، و يا آنان را فرو برد - به واسطهء نرمى زمين و سنگينى آن اشياء - يا از مواضع خود بر طرف شود » .
در كتاب « الهيئة و الاسلام » آمده : « اين دو جمله از خطبه ، دو دليل روشن هستند بر حركت انتقالى زمين ، در صورتى كه لفظ « على » در فقرهء اول به معناى