نيستند . نوشتههايى كه بر بنيادى علمى به تحقيق در ميراث دينى اسلامى و سياسى پرداخته و سخن راست پيش آورده و حق گفتهاند . به هرروى اين گواهى از استاد صالح ، اين باور شيعه را تاييد مىكند كه ميان كسانى از ياران پيامبر ( ص ) كه بر اسلام خود استوار ماندند و آن عده كه زيانكارانه به گذشته خود بازگشتند ، تفاوتى موجود است .
صالح در ادامه مىگويد :
« آنچه روى داده اين است كه آن دسته از تاريخنگاران كه به نوشتن تاريخ كهن عربى ما پرداختهاند ، كار خود را در عهد دولت اموى به انجام رساندهاند .
سپس در دورههاى بعدى كه حاكميت از سمت و سوى دينى خود فاصله گرفته و به حاكميت مدنى مبدل شد ، اين كار دنبال شد . در اين حال كوششهاى فراوانى به عمل آمد تا جريانى را كه على ( ع ) رهبرى مىكرد با متهم نمودن به انحراف از مسير اسلام و نيرنگ بازى ، سركوب و لكهدار نمايند . اين كوششها چنان ماهرانه و استادانه بود كه منجر به نفرت مسلمانان از اين جريان شد . . . و اين نكته مهم همچنان يكى از نكات خطرناك باقى ماند و هرپژوهش و انديشهاى در آن در حوزه محرمات و ممنوعات قرار گرفت چراكه ژرف انديشى در آن به محكوميت دولتهاى فراوانى منجر مىشد كه از اسلام جز عبادات چيزى برنگرفته و به همه يا بسيارى از دستورات ديگر اسلام بىاعتنا بودند » .
اين سخن بدين معناست كه تاريخ نگاران عهد اموى و پس از آن چيزهاى بسيارى را به شيعيان نسبت دادهاند كه خود چيزى از آن نمىدانند ، اما گروهى از مسلمانان سادهانديش اين افتراها و دروغ پردازىها را باور كردند زيرا ساخته كسانى بودند كه در سخن آرايى و دروغ بافى در مرتبه استادان بودند . و « اين
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٠٤