مسلمانى برخى امويان چيزى جز فرصت طلبى نبود و هدف از آن دستيابى به راهبرى تحول نوينى بود كه اسلام به ارمغان آورده بود . . . » . اين بدين معناست كه اين گروه از بنىاميه به طمع رسيدن به حكومت پس از پيامبر ( ص ) ، در باطن كافر مانده و فقط در ظاهر اسلام آورده بودند . اين درست مانند آن چيزى است كه فرصت طلبان روزگار ما انجام مىدهند ، چه آنان در آرزوى رسيدن به قدرت با جنبشهاى ملى همراهى مىكنند و شعارهاى آن را سر مىدهند اما به محض رسيدن به قدرت با ارزشهاى آن بيگانگى كرده و به دشمن سرسخت صاحبان اصلى جنبش تبديل مىشوند .
استاد صالح ادامه مىدهد :
« اختلاف ميان على ( ع ) و ستيزهجويانش به دليل امامت نبود بلكه اختلافى در ارزشهاى بنيادى اسلام بهويژه اصلاح اجتماعى بود . . . پشتيبان خلافت على ( ع ) مردان بزرگى از صحابه چون ابو ذر و سلمان فارسى و ديگران بودند كه در مقام و شخصيت دينى و نيروى ايمان و عزم مانند حواريون مسيح بودند .
كسانى كه منابع مربوط به عهد اموى جز اندكى ، چيز قابل ذكرى از آنان ننوشته يا اگر نوشتهاند نقد و هجوم بىپروايى بوده كه ابعاد حقيقى شخصيت آنان را پنهان كرده و در شتاب است كه جايگاه آنان را از تاريخ دينى و سياسى ما بزدايد » .
اى استاد صالح ، بايد گفت كه اين شيعيان بودهاند كه وجود ابو ذر و سلمان و عمار و مقداد و عبد اللّه بن عباس را مطرح كرده و آنان را والاتر از حواريون مسيح گرداندهاند . كتابهاى شيعه از جمله بحار الانوار مجلسى و ارشاد مفيد و دلائل الصدق مظفر و اعيان الشيعه امينى و بسيار ديگر حق شخصيت اين ياران را كه آنان را همسنگ حواريون مسيح قلمداد كردهاى ، به جا آوردهاند . اما ( دريغ ) كه استاد صالح و بسيارى ديگر از جمله جوانان با اين نوشتههاى شيعه آشنا
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 503
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٠٣