به جنگ اين خرافات رفته و اسلام را از چنگال آن رها نمودند و در اينباره دهها اثر منتشر كردهاند . بنابراين هيچ سنى حق ندارد به وجود اين نوع خرافات نزد شيعيان تا هنگامى كه خود شيعه دروغ و باطل بودن آنها را تاييد مىكنند ، اعتراض نمايد و هيچ شيعه هم در مقابل نمىتواند به آنان معترض باشد مگر در صورت دفاع از خود و جلوگيرى از باطل . و البته كاملا روشن است كه شيعه از گذشته تاكنون موضعى دفاعى داشتهاند نه تهاجمى زيرا به همبستگى اسلامى ايمان دارند و هميشه چون سربازى در راه وحدت و نيرومندى مسلمانان داوطلبانه در صحنه حاضر بودهاند .
برانگيختگى عليه شيعه
شيخ نويسنده مىگويد : « حقيقتى كه توجه حكومتهاى اسلامى خود را به آن جلب مىكنيم آن است كه مذهب شيعه بر اين باور استوار است كه حكومتهاى اسلامى حكومتهايى نامشروعاند و مفتاح الجنان دشنام دادن به بتها ( جبت ) و طاغوت است . » « 1 »
اينجاست كه انگيزههاى حقيقى شيخ كاملا آشكار و روشن مىشود . هدف نخست او آن است كه ميان حكومتهاى ( كشورهاى ) اسلامى و شيعه درگيرى ايجاد كرده و در آن صورت است كه نقشههاى طراحى شده براى شيخ و جبهان كه ديگران را براى نابودى شيعه تحريك مىكردند ، به مورد اجرا در مىآيد . . .
جناب شيخ بداند كه شيعيان مستحكمتر و نيرومندتر از آن هستند كه كسى بتواند دست تطاول بر آنها دراز كند و چه ( بسيارند ) مستبدانى كه در گذشته و حال پيوسته عليه آنان با يكديگر همداستان شدند . اما هيچ مستبد و طاغوتى
هامش
( 1 ) - الخطوط . . . : 14 .