در اجراى اين سياست ، اين گروه كتابها و نشريات فراوانى را به چاپ رساندند . در اين كتابها و نشريات گاه به صراحت و گاه بهطور غيرمستقيم اين انديشه القا شده كه خطر شيعه از خطر اسرائيل بيشتر است و بايد آنان را نابود كرده و اسرائيل را در امنيت و آسودگى رها كنيم .
اين عده از راههاى گوناگون به تبليغ اين انديشه پرداختند . آنان يقين دارند كه نابودكردن شيعه جز با از بين رفتن آخرين مسلمان ممكن نخواهد بود و از بين بردن مسلمانان هم بدون نابودى شرق و غرب امكانپذير نيست . اينها بدون شك به اين مساله آگاهند اما ( جيرهخوارانى هستند كه ) مزد خود را دريافت كرده و در برابر آنان بايد كارى كنند كه آن را نيز به فرجام رساندند . . .
من پاسخى دراز دامن به جبهان دادم و حفناوى را با پاسخى درازتر نواختم .
امسال شخص جديدى به نام محب الدين خطيب با كتابى به نام « الخطوط العريضه للأسس التى قام عليها دين الشيعه الإماميه الإثنى عشريه » - نكات برجسته درمورد بنيادهاى اساسى دين تشيع اثنى عشرى - ، وارد كارزار شد .
او شيعه را دين مىنامد نه مذهب تا اين توهم را ايجاد كند كه ايشان مسلمان نيستند . اگر شيعيان كه كتاب خدا و حدود و قوانين آن و سنتهاى پيامبر ( ص ) و يادگارها و آثار او را برپا داشته و پاس داشتهاند ، مسلمان نباشند ، اگر شيعه كه اسلام بر پايه تلاشها و مجاهدتها و از خود گذشتگىهاى آنها از روزگار امير مومنان ( ع ) تاكنون ، پابرجا بوده ، مسلمان نباشند ، آنگاه در هيچ كجاى دنيا نه در گذشته و نه اكنون و نه در آينده ، حتى يكى هم مسلمان نخواهد بود . . .
اين سخنور مصرى مىگويد : شيعه كافرانى از دين برگشته هستند كه ميان آنان و اسلام هيچ نسبت دور و نزديكى وجود ندارد . اصول آنان با اصول تمامى
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٣٩٠