عايشه گفت : اى ام سلمه من چه بسيار پذيراى پند تو هستم و بر خيرخواهىات آگاهم ، ( اما ) آنچنان نيست كه مىگويى . و چه نيكو جايگاهى است بلند كه ميان دو گروه متخاصم ، به اصلاح برآيم . « 1 »
امام على ( ع ) فرمود : « به خدا سوگند كه زن سوار بر شتر قرمز هيچ گردنهاى نپيمايد و به هيچ آبادى نرسد مگر آنكه در حال نافرمانى و ناخشنودى خدا باشد تا آن دم كه خود و همراهان را به منزلگاههاى نيستى بكشاند . » « 2 »
جاريه دختر قدامه سعدى پيشآمد و به عايشه گفت : اى ام المومنين ، به خدا سوگند كه كشتن عثمان بسى قابل تحملتر از بيرون شدن تو از خانه بر اين شتر نفرين شده است . « 3 »
قاتل به خونخواهى برمىخيزد
هنگامى كه عثمان به قتل رسيد ، بانو عايشه در مكه مكرمه بود . وقتى خبر را دريافت كرد گفت : « خداوند دورش سازد ، اين نتيجه كارهاى اوست » . سپس به سرعت به مدينه شتافت در حالى كه شك نداشت كه بيعت بر خلافت از آن پسر عمويش طلحه خواهد بود زيرا مىدانست كه او سلسله جنبان نخست
هامش
( 1 ) - با اختلافى اندك در : السياسه و الامامه : 1 / 76 تحقيق على شرى چه شريف رضى ، الفتوح : 1 / 456 چ اول دار الكتب العلميه بيروت . نويسنده العقد الفريد : 3 / 69 و 4 / 317 چ دار الكتاب العربى اين جمله را اضافه نموده است : اگر من سخنى را كه از رسول خدا شنيدهام با تو باز گويم ، همانا مرا مانند مار تيزرو خموش سياه و سپيد نيش زنى ، و السّلام .
( 2 ) - تاريخ ابو الفدا : 1 / 78 ، المعيار و الموازنه : 53 ، شرح النهج : 1 / 333 .
( 3 ) - البدايه و النهايه : 7 / 259 ، تاريخ ابن خلدون : ق 2 / ج 2 / 156 ، تاريخ طبرى : 1 / 60 و 5 / 176 ، تذكره الخواص : 67 ، الامامه و السياسه : 1 / 88 ، الكامل ابن اثير : 3 / 90 .