تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
هامش
گفت : على ( ع ) به علت چشم درد از قافله پيامبر ( ص ) در خيبر واپس ماند . پس گفت : من از رفتن با پيامبر ( ص ) باز مانم ؟ و به لشكر پيامبر ( ص ) پيوست . شامگاهى كه روز بعد از آن على دژها را فتح كرد ، پيامبر ( ص ) گفت : رايت را فردا به مردى خواهم داد - يا كسى آن را خواهد گرفت - كه خدا و رسولش را دوست دارد - يا فرمود : خدا و رسولش او را دوست دارند - خداوند فتح را در دستان او قرار خواهد داد . پس على ( به لشكر ) آمد در حالى كه انتظارش را نداشتيم . ( سپاهيان ) گفتند : اين على است ( كه آمد ) . پيامبر ( ص ) هم رايت را به وى سپرد و خداوند بر وى فتح نوشت . منبع پيشين : 4 / 73 چ مصر ، ايضا آن را در كتاب بدء الخلق باب مناقب على ( ع ) : 5 / 22 بروايت سهل بن سعد ساعدى و باب غزوه خيبر : 5 / 171 ، آورده است . مسلم در صحيح خود كتاب فضائل الصحابه باب فضائل على : 3 / 1440 به اسنادهاى متعدد از عكرمه بن عمار از اياس بن سلمه از پدرش . . . حديث را روايت كرده و رجز على ( ع ) را آورده كه گفت :انا الذى سمتنى امى حيدره * كليث غابات كريه المنظره اوفيهم بالصاع كيل السندرهمن آنم كه مادرم نامم را حيدر نهاد . چون شير جنگلى كريه المنظر ( بد قيافه ) هستم با بزرگ پيمانه‌اى وزنشان كنم ( به حساب آنان خواهم رسيد ) . منابع ديگر : حليه الاولياء : 1 / 26 و 62 ، مسند احمد : 1 / 99 و 133 و 320 ، الطبقات الكبرى : 2 / 80 ق 1 و 110 ، الاستيعاب ابن عبد البر : 2 / 450 ، كنز العمال : 5 / 283 و 284 و 6 / 95 - 394 و : 15 / 101 ح 291 چ دوم ، الرياض النضره : 2 / 185 و 187 و 254 و 269 چ دوم ، مسند طيالسى : 10 / 320 ، تاريخ بغداد : 8 / 5 ، صحيح ابن ماجه : 12 ، تاريخ طبرى : 2 / 300 به دو طريق بروايت بريده الاسلمى چ استقامت و 3 / 11 چ دار المعارف ، مجمع الزوائد : 6 / 51 - 150 و 9 : 124 و 222 ، صحيح ترمذى : 1 / 218 ، مستدرك الصحيحين : 3 / 38 و 123 و 437 و تصحيح آن در چ اول افست و 125 ، فرائد السمطين : 1 / 154 و 253 / 196 و 261 / 201 و 201 . 260 و 259 ح