ترس و بيم
خداوند ترس مسلمانان از احزاب را در آيه 10 سوره احزاب اينچنين منعكس مىكند :
« وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا »
- و زمانى كه چشمها از شدت وحشت تيره شد و جانها به لب رسيده بود و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مىبرديد - .
هامش
حفر خندق را داد و پيامبر ( ص ) دستور كندن آن را داد و خود نيز به كار مشغول شد . پيامبر ( ص ) كندن خندق را به چهل ذرع تقسيم كرد و بر كندن هرذرع ده نفر را مامور كرد . اينجا بود كه مهاجرين و انصار هركدام درپى انتساب سلمان به خود بودند كه پيامبر ( ص ) با سخن مشهورش كه « سلمان از ماست ، سلمان از ما اهلبيت است » به اختلاف پايان داد . كار حفر خندق شش روز به طول انجاميد . پيامبر ( ص ) سه روز پيش از رسيدن قريش كار كندن خندق را به اتمام رساند .
قريش مدينه را بيست و اندى شب در محاصره داشت و هيچ جنگ رودررويى جز پرتاب تير از راه دور صورت نگرفت . هنگامى كه پيامبر ( ص ) سستى و ضعف را در دل بيشتر مسلمانان مشاهده كرد كسانى را براى درخواست صلح و رويگردانى از جنگ در مقابل يك سوم محصول مدينه نزد عيينه و حارث فرستاد . وى در اين مسئله با ياران خود از جمله سعد بن معاذ و سعد بن عباده و ديگران مشورت كرد . بيان گفتههاى هريك تفصيل بيشترى مىطلبد كه در منابع ذيل مندرج است :
تاريخ دمشق : 1 / 150 ، السيره الحلبيه بهامش . . . : 2 / 309 ، تاريخ طبرى : 2 / 265 و 3 / 234 و 5 / 33 - 29 ، الكامل ابن اثير : 3 / 178 ، سيره ابن هشام : 3 / 184 و 192 و 225 و 322 - 320 ، مغازى : 2 / 441 و 477 ، تاريخ يعقوبى : 2 / 1 - 50 ، امتاع الاسماع : 6 - 235 ، معالم التنزيل :
3 / 523 ، الطبقات الكبرى : 2 / 17 - 18 .