حمنه دختر عمه پيامبر ( ص )
در بازگشت پيامبر ( ص ) به مدينه ، حمنه دختر اميمه عمه پيامبر ( ص ) و خواهر زينب بنت جحش همسر پيامبر ( ص ) ، به پيشواز وى رفت . پيامبر ( ص ) با ديدن وى گفت : خداوند صبرت دهد . حمنه گفت : بر چه كسى اى رسول خدا ؟
پيامبر ( ص ) فرمود : برادرت عبد اللّه . حمنه استرجاعى « 1 » كرد و براى وى طلب آمرزش كرد و شهادتش را تبريك گفت . پيامبر ( ص ) بار ديگر گفت : خدا صبرت دهد ! حمنه گفت : بر چه كسى اى رسول خدا ؟ پيامبر ( ص ) گفت : دايى تو حمزه بن عبد المطلب . حمنه استرجاعى كرد و براى وى طلب آمرزش كرد و شهادتش را تبريك گفت . پيامبر ( ص ) ديگر بار گفت : خدا صبرت دهد ! حمنه گفت : بر چه كسى اى رسول خدا ؟ پيامبر ( ص ) گفت : بر شويت مصعب بن عمير ! حمنه گفت : واى بر اندوه من . و شروع به ناله و فرياد كرد . پس رسول خدا ( ص ) فرمود : شوهر زن را نزد او جايگاهى است كه هيچكس بدان پايه نرسد . « 2 »
نسيبه مازنيه
نسيبه مازنيه دختر كعب براى مداواى مجروحان با پيامبر ( ص ) در غزوات حاضر مىشد . در روز احد فرزندش همراه او بود كه با ديدن عقبنشينى مسلمانان ، او نيز آهنگ فرار كرد كه مادرش بر وى تاخته و به او گفت : اى فرزند از خدا و رسول خدا به كجا مىگريزى ؟ فرزندش را باز گرداند اما مردى از مشركان به وى حمله كرده او را به قتل رساند . نسيبه شمشير پسر را به دست گرفت و بر ران قاتل فرزندش فرود آورد و او را كشت . رسول خدا ( ص ) - با
هامش
( 1 ) - گفتن عبارت انا للّه و انا اليه راجعون . ( م )
( 2 ) - الطبقات الكبرى : 8 / 241 ، شرح النهج : 15 / 18 ، سبل الهدى و الرشاد : 4 / 327 .