مشاهده اين امر - به وى گفت : آفرين خدا بر تو باد اى نسيبه . نسيبه همچنان در دفاع از رسول خدا سينه سپر كرد و آنچنان دلاورى از خود نشان داد كه زخمهاى فراوان برداشت . « 1 »
صفيه عمه پيامبر ( ص )
صفيه دختر عبد المطلب پيشآمد تا به ( جسد ) حمزه كه برادر تنىاش بود نگاهى بياندازد . پيامبر ( ص ) به فرزندش زبير گفت : او را باز گردان تا آنچه را بر سر جسد برادرش آوردهاند ، نبيند . زبير فرمان رسول خدا ( ص ) را به مادرش گفت . صفيه گفت : چرا ( نبينم ) ؟ در حالى كه دانستهام برادرم را مثله كردهاند و اين در راه خدا كم است . پس به آنچه روى داده به بهترين وجه رضايت دادهايم و بر مرگ حمزه صبر و شكيب خواهم كرد . « 2 »
آيا اين برخورد جز از خاندانى برمىخيزد كه خداوند درباره آنان فرموده است :
« لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » .
برخى از ما چنانچه در راه حق ، سخن گرانى بشنود ، روى گردان شده و با داد و فرياد بر خدا و مردم منت مىنهد و ( البته ) برخى او را مجاهد اصلاحگر مىخوانند . . .
زنى از بنى دينار
طبرى نقل مىكند كه زنى از بنى دينار - سعداء بنت قيس - در روز احد همسر و برادر و پدرش را در همراهى با پيامبر ( ص ) از دست داد . هنگامى كه
هامش
( 1 ) - الطبقات : 8 / 412 ، اسد الغابه : 1 / 370 ، سير اعلام النبلاء : 2 / 318 ، تهذيب التذهيب : 12 / 422 ، الاصابه : 8 / 441 ، شرح النهج : 14 / 265 .
( 2 ) - الطبقات الكبرى : 2 / 44 و : 3 / 11 و 19 - 17 ، ذخائر العقبى : 183 ، سيره ابن هشام : 3 / 104 ، شرح النهج : 15 / 42 ، الكامل ابن اثير : 2 / 113 ، مجمع الزوائد : 6 / 120 .