رفتنمان در راه حق بود و گردن نهادن به فرمان و شكيبايى بر درد جراحتهاى سوزان . ليكن امروز پيكار ما با برادران مسلمانى است كه دو دلى و كجبازى در اسلامشان راه يافته است و شبهت و تاويل با اعتقاد و يقين دريافته است . پس اگر به وسيلتى ديده نهاديم كه خدا بدان پريشانى ما را به جمعيت كشاند و ما را بدانچه در آن يك سخنيم نزديك گرداند ، هردو فرقه بدان رو آريم و جز آن را دست بداريم . » « 1 »
بعيد نيست كه اين فرمايش امام ( ع ) كه « به خدا سوگند - بدان چه كرديد - گردن مىنهم ، تا آنجا كه مسلمانان ايمن باشند » ، سند و دليل اين سخن ابن طاووس باشد كه گفت : « الكافر العادل افضل من المسلم الجائر . » « 2 » كافر دادگر از مسلمان ستمگر برتر است .
بانگهاى گوشخراش عذاب
امام در خطبهاى دراز دامن و مشهور به نام « غراء » انسان را در واپسين روزش اينچنين به تصوير مىكشد :
« در واپسين دوره جوانى و آخرين منزلهاى كامرانى ، درد مرگ او را فرو گرفت ، چندان كه روز را با حيرانى به سر مىبرد و شب را با نگرانى . هرروز به سختى درد مىكشيد و هرشب رنج و بيمارى به سروقتش مىرسيد . حالى كه گردش برادرى بود به جان برابر و پدرى مهربان و نصيحتگر و مادرى كه از ناشكيبايى فريادكنان و از ناآرامى بر سينه زنان . و او در بيهوشى و غفلت و در سختى و مصيبت ، و نالهاى زار و نفسى افتاده بهشمار و جان كندنى طاقتزا
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خ 122 .
( 2 ) - اقبال الاعمال : 1 / 8 ، اليقين : 65 ، جمال الاسبوع : 9 ، هرسه از ابن طاووس .