« براى ما آشكار مىشود كه عامل يزيد در حجاز ، براى ممانعت از خارج شدن حسين از مكّه به سوى كوفه ، اقدامى جدى به عمل نياورد چون بسيارى از شيعيان آن حضرت در استخدام وى بودند ، بلكه شايد وى به اين فكر افتاد كه نابود ساختن حضرت در صحرا به دور از يارانش آسان باشد ، به طورى كه بنى هاشم ، بعدا يزيد را متهم ساختند به اينكه وى افرادى را نزد حضرت فرستاده بود تا خارج شود » « 1 » .
( 1 )
تماس دمشق با كوفه
دمشق با كوفه ، در تماس دائم بود ، همچنانكه از همهء تحركات امام اطلاع داشت و از ناكام ماندن توطئهاى كه براى ترور امام در مكه ترتيب داده بودند و اينكه حركت امام عليه السّلام به طرف عراق تا رهبرى انقلاب را كه امورش را به سفير خود مسلم بن عقيل واگذار كرده بود ، شخصا بر عهده گيرد ، پريشان گشته بود .
( 2 ) يزيد ، چندين نامه به حاكم طاغوتى كوفه ابن زياد نوشت كه براى وى برنامهريزيهاى هولناكى تعيين مىكرد تا آنها را در پيش گيرد و به وى دستور داد تا در برابر حوادثى كه بر سر راهش پيش مىآيند ، احتياط و دورانديشى لازم را داشته باشد كه از ميان آنها اين نامهها بوده است :
( 3 ) 1 - يزيد ، اين نامه را پس از اينكه امام از مكه خارج شد به ابن زياد نوشت كه در آن آمده است : « اما بعد ، حسين بن على را داشته باش كه از دست نرود تا پيش از آنكه به عراق برسد ، به سوى وى بشتاب » .
مفاد اين نامه ، حكومت كوفه را ملزم مىسازد كه فورا در صحرا به جنگ با
هامش
( 1 ) تاريخ سياسى دولت عرب 2 / 72 - 73 .