تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
بوده ؛ زيرا جانها همچون ديگى بر آتش ، از خشم و كينه بر عليه يزيد مىجوشيد ؛ چرا كه حرمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را با كشتن عترت آن حضرت و اسير كردن فرزندانش ، شكسته بود . ( 1 ) آنگاه كه اسيران اهل بيت عليهم السّلام به مدينه بازگشتند و آنچه از مصيبتهاى عظيم و محنتهاى بزرگ پيش آمده را براى مردم بازگفتند و گرفتارى و اسارتى كه بانوان سراى نبوّت و آزادزنان وحى كشيده بودند ، براى آنان توضيح دادند ، دلها بر ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پر از درد و اندوه شد . خواهر حسين و نوهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حضرت زينب عليها السّلام براى گرفتن انتقام خون برادر خويش ، احساسات را شعله‌ور مىساخت . ( 2 ) مردم مدينه بر اين باور شدند كه قيام بر ضد يزيد ، واجبى شرعى است ، پس رسما ، بيعت او را شكستند و قيام بر ضد حكومتش را اعلام نمودند . يزيد ، به « مسرف بن عقبهء مرى » جنايتكار دستور داد تا مدينه را اشغال نمايد و لشكر فراوانى را كه بالغ بر دوازده هزار نفر از مردم شام بود ، در اختيار وى قرار داده به او فرمان داد تا مدينه را به مدت سه روز براى سربازانش مباح كند تا هر چه خواهند با مردم آن عمل كنند و آنچه را دوست دارند از اموالشان ، به تاراج برند ! ! ( 3 ) مسرف ، با سربازانش به سوى مدينه حركت كرد و آن را اشغال نمود و شهر را به مدت سه روز براى سربازانش مباح كرد ، آنان دست به قتل و غارت زدند و هر آنچه را خداوند حرام كرده بود ، مرتكب شدند . سپس از مردم آن بيعت گرفت كه آنان بردگان يزيد هستند ، هر كس خوددارى نمود ، گردن او را زدند ، در آن واقعه ، مصيبتهايى اتفاق افتاد كه جانها را مىسوزاند ، مورخان ، صورتهاى هول‌انگيز و اندوهبارى از آنچه بر مردم مدينه گذشت ، بيان كرده‌اند ، اين فاجعه همچون فاجعهء كربلا بود و ملتهاى اسلامى را به دسته‌بندى سياسى