تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
( 1 ) به او گفتند : اين بيمار ، ارزش دانسته‌هايش چه مىتواند باشد . آنان او را نمىشناختند و گمان مىكردند كه وى چيزى نمىداند ، ولى آن ستمگر او را كاملا مىشناخت ، لذا به آنان گفت : « وى از اهل بيتى است كه علم به آنان خورانده شده است » . آنان بر او اصرار كردند و وى تسليم گفته‌هايشان شده ، به امام اجازه داد . ( 2 ) امام بالاى منبر رفت و حمد و ستايش خدا را به جاى آورد . مورخان مىگويند : وى خطبهء عظيمى ايراد فرمود كه چشمها را با آن گريان ساخت و دلها را پريشان نمود ، از جمله آنچه بيان كرد اين بود : « اى مردم ! شش خصلت به ما داده شد و به هفت خصلت برتر گشته‌ايم : علم ، حلم ، بخشندگى ، فصاحت ، شجاعت و محبت در دل مؤمنان به ما عطا گشته است و برتر شده‌ايم به اينكه پيامبر برگزيده ، محمد صلّى اللّه عليه و آله از ماست و صديق از ماست و طيّار از ماست و از ماست شير خدا و شير پيامبر . و از ماست سرور زنان جهانيان ، فاطمهء بتول و از ما هستند دو سبط اين امّت و دو سرور جوانان اهل بهشت . ( 3 ) هر كس مرا شناخت ، شناخته است و هر كس مرا نشناخته باشد ، او را از اصل و نسبم آگاه مىكنم : من فرزند مكّه و منا هستم . من فرزند زمزم و صفا هستم . من فرزند آن كسى هستم كه زكات را با گوشه‌هاى ردا حمل مىكرد . من فرزند بهترين كسى هستم كه عبا و ردا بر تن كرد . من فرزند بهترين كسى هستم كه كفش به پا كرد و يا با پاى بىكفش راه رفت . من فرزند بهترين كسى هستم كه طواف نمود و سعى به جاى آورد . من فرزند بهترين كسى هستم كه به حج رفت و لبّيك گفت . من فرزند كسى هستم كه بر روى براق در هوا برداشته شد . من فرزند كسى هستم كه شب هنگام از مسجد الحرام به مسجد الاقصى برده شد . پس پاك است آنكه
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 463 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى