( 1 ) « ابن اثير » گفته است كه كشتگان ، هشتاد و هشت نفر غير از زخميان بودهاند « 1 » كه اين قول ، دور از واقعيت است و هدف از آن ، كم كردن اهميت اردوگاه حضرت حسين عليه السّلام مىباشد ؛ زيرا مسلم است كه آنان ، سپاه ابن سعد را دچار شكستها ساختند و تلفات سنگينى بر آن وارد نمودند تا آنجا كه لشكريان ، از فراوانى كشتگان خود به فغان آمدند و طبيعى است كه اين مسأله با اين شمار اندك ، سازگار نمىباشد .
( 2 )
رؤياى ابن عباس
هنگامى كه امام از حجاز به عراق رفت ، ابن عباس پريشان خاطر ماند و با غم و اندوه ، دست به گريبان شده از خيانت اهل كوفه بر عموزادهاش بيمناك بود . در روز دهم محرم به خواب رفت و پريشان و مضطرب از خواب برخاست و فرياد برآورد : « به خدا ! حسين كشته شد » .
يارانش بر وى اعتراض كرده به او گفتند : « هرگز ، اى پسر عباس ! ! » .
( 3 ) وى در حالى كه اشكها بر چهرهاش روان بود به آنان پاسخ داد كه من ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در خواب ديدم كه شيشهاى به همراه داشت و به من فرمود : آيا مىدانى امّتم بعد از من چه كردهاند ؟ فرزندم حسين عليه السّلام را كشتند و اين خون او و خون ياران اوست كه آن را نزد خداى عزيز و جليل بالا مىبرم .
دوستانش ، روز و ساعتى را كه آن خواب در آن انجام شد ، ثبت كردند تا اينكه خبر كشته شدن امام در همان زمانى كه آن خواب صورت گرفته بود ، به آنان رسيد « 2 » .
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 80 .
( 2 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 237 . مرآة الجنان 1 / 134 . ذهبى ، تاريخ اسلام 5 / 17 . تاريخ