( 1 ) آن جوان ، به سختى نبرد كرد و در سه حمله ، گروهى را به قتل رساند كه فرومايهء گناهكار ، « يزيد بن رقاد » « 1 » ، تير جفا را به سويش نشانه گرفت كه آن جوان ، دست خود را جلويش قرار داد ، ولى آن تير ، دستش را به پيشانيش دوخت و او نتوانست تير را از خود دور كند و در حالى كه درد شديد ، وى را به سختى رنج مىداد ، آن آدمكشان جنايتكار را نفرين كرد و گفت :
« خداوندا ! آنان ما را اندك و خوار خواستهاند ، پس آنان را بكش آنگونه كه ما را كشتند » .
( 2 ) فرومايهء ديگرى بر او تاخت و با نيزه ، ضربهاى به قلبش زد كه آن جوان در دفاع از مقدسترين حرمتها در اسلام ، به شهادت رسيد . « 2 »
( 3 )
جعفر بن عقيل
« جعفر بن عقيل » « 3 » به ميدانهاى جهاد شتافت و در ميانهء ميدان جنگ قرار گرفت در حالى كه رجز مىخواند :
انا الغلام الأبطحى الطالبى * من معشر فى هاشم و غالب
و نحن حقا سادة الذوائب * هذا حسين سيد الأطائب « 4 »
« من جوانى ابطحى و طالبى هستم از گروه بنى هاشم و بنى غالب » .
هامش
( 1 ) در تاريخ ابن اثير 4 / 74 آمده است : « عمرو بن صبيح صدائى » بود كه به سوى وى تير پرتاب نمود .
( 2 ) مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 362 .
( 3 ) « جعفر بن عقيل » ، مادرش ، ام الثغر دختر عامر عامرى از بنى كلاب مىباشد ( مقاتل الطالبيين ، ص 97 ) .
( 4 ) الفتوح 5 / 203 .