( 1 ) اين رجز ، سرشار از زندگى و احساس براى دفاع از خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه قهرمانىاش را نشان مىدهد به اينكه بنى غفار ، خندف و بنى نزار ، همگى بر دليرى و شجاعتش گواهى مىدهند و وى ، در دفاع از سروران نيكوكار ، فرزندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جهاد مىكند . . . قهرمان غفارى نبردى شديد داشت تا اينكه بدن شريفش در زير ضربههاى شمشيرها و نيزهها ، بر زمين افتاد و روح بلندش به ملأ اعلى پيوست .
( 2 )
شهادت يحيى مازنى
« يحيى بن سليم مازنى » به ميدان جنگ رفت ، در حالى كه رجز مىخواند :
لأضربن القوم ضربا فيصلا * ضربا شديدا فى العداة معجلا
لا عاجزا فيها و لا مولولا * و لا اخاف اليوم موتا مقبلا
لكننى كالليث احمى مشبلا
« اين قوم را ضرباتى جداكننده خواهم زد ، ضرباتى شديد كه به شتاب بر دشمنان وارد مىشوند » .
« نه در آن ناتوان باشم و نه سستىكننده و نه امروز از مرگى در حال آمدن ، مىترسم » .
« ولى همچون شير هستم كه از شير بچگانش ، حمايت كند » .
( 3 ) با اين رجز ، شجاعت خود را اعلام نمود كه بر دشمنان خود ضرباتى دردناك فرود خواهد آورد و با شجاعت و پايمردى ، با آنان خواهد جنگيد كه نه ناتوان باشد و نه سست و نه از مرگ ترسيده ، بلكه چون شير بر آنان حمله خواهد برد تا عترت رسول خدا را حمايت كند . وى همچون لشكرى بر آنان حمله برد