شخصيت رهبر ، تأثير مهمى در دميدن روح معنويت در وجود لشكريان دارد ؛ زيرا دستگاه رهبرى ، رمز تسلّطى است كه سربازان را براى نبرد پيش مىبرد « 1 » و ياران امام با عزمى استوار ، بدون هراس از سختيها و موانع ، به سوى لشكر اموى مىتاختند تا آنجا كه زمين بر آن لشكر ، تنگ آمد و بيشتر آنان پاى به فرار گذاشتند . ( 1 ) يكى از سربازان ابن زياد به شخصى كه به سبب شركت نمودن وى در جنگ با امام از او انتقاد كرده بود ، گفته است :
« سنگ را به دندان گرفته كه اگر تو مىديدى آنچه را ما ديديم ، انجام مىدادى آنچه را ما انجام داديم ، گروهى بر ما تاختند كه دستهايشان بر شمشيرها بود ، همچون شيران درّنده كه سواران را از راست و چپ نابود مىساختند و خود را بر مرگ مىافكندند و امانى نمىپذيرفتند و به مال ، علاقهاى نداشتند و چيزى ميان آنان و مرگ يا به دست آوردن حكومت ، جدايى نمىافكند ، پس اگر از آنها دست برمىداشتيم ، همهء افراد اردوگاه را به طور كامل نابود مىساختند پس چه كار مىتوانستيم بكنيم ، تو را مادر مباد » « 2 » .
( 2 ) « كعب بن جابر ازدى » از سربازان ابن زياد بود كه بزرگ قاريان كوفه ، « برير بن خضير » را كشت و در قتل سيد الشهداء نيز دست داشت . وى قطعهاى سروده و در آن شجاعت ياران امام را مورد تمجيد قرار داده و گفته است :
سلى تخبرى عنى و انت ذميمة * غداة حسين و الرماح شوارع
الم آت اقصى ما كرهت و لم يخل * على غداة الروع ما انا صانع
معى يزنى لم تخنه كعسوبه * و ابيض مخشوب الغرارين قاطع
هامش
( 1 ) نظامى ، علم النفس 1 / 36 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه 3 / 263 .