تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
آنان به سبب تشنگى از پاى درآمده‌اند ، پس از محمد چه بدرفتارى با ذريّه‌اش داشته‌ايد ، خداوند شما را در روز تشنگى ، سيراب ننمايد » « 1 » . اين اعتراض در آنان اثرى نداشت و آنها بر ستم و عناد خود اصرار ورزيدند و فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از آب محروم ساختند تا آنجا كه تشنگى آنان را از پاى درآورد . ( 1 )

يافتن يك چشمهء آب

تشنگى ، اهل بيت را آزرد و كودكان و زنان به فرياد آمدند و امام عليه السّلام برخاست و تيشه‌اى برداشت و در اطراف چادر زنان ، زمين را كند كه چشمهء آب گوارايى جارى شد و آنان از آن نوشيدند ولى اندكى بيش دوام نياورد و آب آن تمام شد . جاسوسان ، اين مطلب را به ابن زياد گزارش دادند و او سخت به خشم آمد و نامه‌اى براى ابن سعد فرستاد كه در آن آمده بود : « به من گزارش شده است كه حسين چاههايى را حفر مىكند و آب به دست مىآورد و خود و يارانش مىنوشند ، پس بنگر هرگاه نامه‌ام به تو رسيد ، آنان را تا مىتوانى از كندن چاهها منع كن و به شدت بر آنها سختگيرى نما . . . » . ( 2 ) ابن سعد ، نظارت شديدى بر حفر چاه اعمال كرد و نيز تعداد بيشترى از نگهبانان و سربازان را در كنار رود فرات قرار داد تا مبادا كسى از آنان به رودخانه برسد و از آن ، آب بنوشد « 2 » .
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 65 . ( 2 ) خوارزمى ، مقتل 1 / 244 . الفتوح 5 / 162 . بغية النبلاء .