( 1 ) مختار نيز آنان را براى « عبد اللّه بن زبير » ، - وقتى دربارهء آنان از او پرسيد - ، چنين وصف مىنمايد : در ظاهر دوستان سلطانشان هستند و در پنهانى دشمنان اويند » .
« فرزند زبير » بر اين گفتهء مختار چنين اضافه نمود و گفت : « اين صفت بردگان بد است كه هرگاه اربابان خود را ببينند آنها را خدمت و اطاعت مىكنند و هرگاه از آنها دور شوند ، آنان را ناسزا گويند » .
( 2 ) « اعشى همدان » نيز آنان را اين گونه بد گفته است :
وجبنا حشاه ربهم فى قلوبهم * فما يقربون الناس الا تهددا
فلا صدق فى قول و لا صبر عندهم * و لكن فخرا فيهم و تزيدا « 1 »
« ترسى كه خداوند آن را در دلهايشان افكنده است كه جز به صورت تهديد به مردم نزديك نمىشوند » .
« نه صداقتى در گفتارشان باشد و نه صبرى دارند ، اما فخرفروشى و زياده طلبى در ميان آنان وجود دارد » .
( 3 ) « و ابو السريا » در مورد آنان مىگويد :
و مارست اقطار البلاد فلم اجد * لكم شبها فيما وطأت من الارض
خلافا و جهلا و انتشار عزيمة * و وهنا و عجزا فى الشدائد و الخفض
لقد سبقت فيكم الى الحشر دعوة * فلا عنكم راض و لا فيكم مرضى « 2 »
سأبعد دارى من قلى عن دياركم * فذوقوا اذا وليت عاقبة البغض « 3 »
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 6 / 376 .
( 2 ) اشاره مىكند به نفرين امام شهيد ، حضرت حسين عليه السّلام بر مردم كوفه در روز عاشورا كه فرمود : « و هرگز واليان را از شما راضى نسازد » .
( 3 ) مقاتل الطالبيين ، ص 444 .