و اگر ضعيفى براى آنان تعيين كنم ، او را حقير مىشمارند . . . » « 1 » .
آنان بر تمرّد ، خوى گرفته بودند و نمىتوانستند آرام و بىحركت باشند .
« ديمومبين » معتقد است كه كوفيان به اين پديده در روزگار فارسيان عادت كرده بودند كه آنان ، حاكمانشان را پيوسته تغيير مىدادند « 2 » .
( 1 ) « فلوتن » معتقد است كه اعراب مستقر در كوفه به زندگى صحرايى كه از جمله خصوصياتش دشمنى ، كينه ، انتقامجويى ، تخريب و خونخواهى است ، عادت كرده لذا به تمرّد و عدم اطاعت از نظام ، خو گرفته بودند « 3 » » .
( 2 )
فرارى بودن
پديدهء عجيب ديگرى كه اجتماع كوفه بدان معروف گشت ، حالت فرارى بودن و عدم پايدارى در برابر حوادث است ؛ زيرا آنان ، هرگاه وضع ، سخت مىشد ، دست به عقبنشينى مىزدند ، مثلا با هيجان بر بيعت مسلم و يارى وى اتفاق نمودند ، ولى هنگامى كه قيام بر فرزند مرجانه را اعلام كرد ، از دورش پراكنده شدند ، حتى يك نفر هم با او باقى نماند تا راه را به وى نشان دهد .
( 3 ) همين موضعگيرى را با « زيد بن على » داشتند ؛ زيرا او را تنها در حال نبرد با لشكريان اموى رها كردند در حالى كه مىگفت : « آن گونه كه با حسين عمل كردند » « 4 » .
نيز با « عبد اللّه بن معاويه » بيعت كردند و به او گفتند : « مردم را به سوى خود
هامش
( 1 ) فتوح البلدان ، ص 278 .
( 2 ) النظم الاسلامية ، ص 26 .
( 3 ) السيادة العربية ، ص 11 .
( 4 ) طبرى ، تاريخ 7 / 183 - 184 .