تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
1 - حسان بن اسماء بن خارجه ؛ پيشواى قبيلهء فزاره . 2 - محمد بن اشعث ؛ پيشواى كنده . 3 - عمرو بن حجاج . « حسان بن اسماء » اطلاعى از توطئه بر ضد هانى نداشت ، ولى « محمد بن اشعث و عمرو بن حجاج » از آن مطلع بودند ، فرزند زياد به آنها دستور داد تا اشتياق و رغبت فراوان وى به ديدار با هانى را به اطلاع وى برسانند و براى قانع كردن وى ، بسيار بكوشند . ( 1 )

بازداشت هانى

هيأت ، به سرعت و شب هنگام ، به سوى هانى شتافتند و او را نشسته بر در خانهء خويش يافتند ، بر او سلام كرده به او گفتند : « چه چيزى تو را از ملاقات با امير بازمىدارد كه او از تو ياد كرده است و گفته : اگر مىدانستم او بيمار است به عيادتش مىرفتم » . هانى به آنان گفت : كسالت مانع من شده است . آنها اين ادعا را رد كردند و به وى گفتند : به وى خبر رسيده است كه تو هر شب بر در خانه‌ات مىنشينى ، او از نيامدن تو نگران شده ، امير ، دير كردن و بىاعتنايى را ، تحمل نمىكند ، تو را قسم مىدهيم كه سوار شوى و همراه ما بيايى . ( 2 ) آنها همچنان براى رفتن به ديدن ابن زياد ، بر او اصرار مىورزيدند تا اينكه وى با اكراه پذيرفت و جامه‌هايش را خواست و آنها را پوشيد و دستور داد قاطرى را برايش آوردند ، بر آن سوار شد و همراه آنان رفت . هنگامى كه به نزديكى كاخ رسيدند ، هانى در درون خويش ، احساس شرّ