تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
مردم است و همه اين را دانسته‌اند » . « من مىدانم يا گمان همچون دانستن و گمان ، گاهى درست و منظم از آب در مىآيد » . « كه آنچه به آن فرا مىخوانيد ، شما را كشتگانى خواهد ساخت كه عقابها و كركسها به سر آنها مىآيند » . « اى قوم ما ! آتش جنگ را كه خاموش شده ، روشن نكنيد و ريسمان صلح را چنگ زنيد و داشته باشيد » . « جنگ را كسانى كه پيش از شما بودند ، آزمودند و امتها بدان نابود گشته‌اند » . « پس براى قومتان ، انصاف داشته باشيد و آنها را به شر نكشيد كه گاهى پاى انسان شرور ، لغزيده است » . ( 1 ) اين نامه ، بر نادانى يزيد دلالت دارد ؛ زيرا گمان كرده است كه امام در قيامش ، طالب مال و ثروت است و نمىدانسته امام ، با وى به خاطر خدا مبارزه نموده و تنها پاداش اخروى را مدّ نظر داشته است . ( 2 )

پاسخ ابن عباس

« ابن عباس » به وى پاسخ داد : « اما بعد : نامهء تو رسيد و در آن از پيوستن حسين و فرزند زبير به مكه سخن گفته‌اى اما فرزند زبير : او مردى است از ما بريده و به نظر و هوايش پيوسته و علاوه بر آن در خفا براى ما كينه‌هايى نهفته در سينه دارد كه چون سنگ آتش‌زنه ، آنها را براى ما نگهداشته است كه خداوند اسيرشان را وانگذارد ، پس در مورد او نظر خود را داشته باش . . . و اما حسين ،
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 401 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى