بيان كرد و آن اين است كه حضرت حسين عليه السّلام ، خانوادهاش را به همراه برد از ترس اينكه امويان آنان را دستگير نمايند و به زندانهاى خودشان بيندازند ، وى گفته است : « اگر حضرت حسين عليه السّلام ، زنان را در مدينه باقى مىگذاشت ، نظام حاكم آنان را تحت بازداشت قرار مىدادند و بلكه علنا دستگير مىكردند و به زندانهاى تاريك مىافكندند ، در آن صورت ، حضرت ناگزير يكى از دو امر را انتخاب مىكرد كه هر كدام از آنها نهضت مقدسش را فلج مىكرد :
( 1 ) يا به دشمنانش تسليم شود و از آنها اطاعت نمايد تا خانوادهء محترمش را رهايى بخشد در حالى كه اين بر خلاف اصلاحى است كه خواهان او بود و انجام آن را با تحمل همهء خطرها بر خود واجب ساخته بود .
( 2 ) و يا اينكه به راه زنده كردن دعوتش ، ادامه دهد و مخدرات را كه وحى ، پوششى از عظمت و جلال بر آنها افكنده است ، رها كند ، اين چيزى است كه روح غيرتمند حسين عليه السّلام ، آن را تحمل نمىكرد و بنى اميه را هيچ شرم و حيايى مانع نمىشد و كسى از جهان اسلام نمىتوانست جلويش را بگيرد .
( 3 ) بنى اميّه ، اهميتى نمىدادند كه براى رسيدن به هدف و به دست آوردن مقصدشان ، مرتكب زشتكارى شوند ، آنان در رسيدن به هدف ، سعى داشتند اگر چه به ارتكاب منكرات دينى و عقلى باشد .
آيا نشنيدهاى كه امويان ، همسر عمرو بن حمق خزاعى ، زوجهء عبيد اللّه بن حر جعفى و نيز زوجهء كميت اسدى را زندانى ساخته بودند ؟ » « 1 » .
( 4 ) به هر حال ، امام با خروج خود به همراه خانوادهاش ، همهء برنامهريزيهاى سياسى اموى را نابود كرد و همهء نشانههاى ستمى را كه معاويه برپا نموده بود ، از
هامش
( 1 ) توضيح الغامض من اسرار السنن و الفرائض ، ص 297 - 298 .