تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
مردم ببينند دشمنانش مرتكب اعمالى مىشوند كه نه دين ، آنها را اجازه مىدهد و نه انسانيّت مىپذيرد لذا ماجرايش به همراه خون ريخته‌شده‌اش در صحرا ، از بين نمىرود كه شديدترين افتراها بر او بسته شود هنگامى كه شاهدى عادل بر هر آنچه ميان وى و دشمنانش گذشته است ، نباشد » . ( 1 ) « خانم دكتر بنت الشاطى » مىگويد : « زينب ، خواهر حسين ، لذت پيروزى را بر ابن زياد و بنى اميه تباه كرد و قطره‌هايى از زهر كشنده در جامهاى پيروزمندان ريخت و همهء حوادث سياسى كه بعد از آن پيش آمد ، نظير قيام مختار ، قيام فرزند زبير ، سقوط دولت اموى و قيام دولت عباسى و پس از آن ، ريشه‌دار شدن مذهب شيعه ، همانا زينب باعث و انگيزندهء همهء آنها بوده است « 1 » . مىخواهم بگويم كه وضع چگونه مىشد اگر حضرت حسين عليه السّلام و همهء كسانى كه از مردان همراه وى بودند ، كشته مىشدند ، جز اينكه اين حادثه را تاريخ مطابق نظر دشمنانش به ثبت مىرساند و هر اثرى از قضيّهء آن حضرت ، به همراه خون ريخته‌شده‌اش در صحرا ، نابود مىگشت . . . » « 2 » . ( 2 ) اينها برخى از نظرياتى است كه نظر ما را تأييد مىكند در مورد اينكه مقصود از خروج امام حسين عليه السّلام به همراه خانواده‌اش ، چيزى نبوده است جز اينكه افكار عمومى ، روشن گردد و اهداف بلندى كه حضرت به خاطر آنها قيام كرد ، توضيح داده شود ، از مهمترين آنها ، نابودى دولت امويان بود كه خطر مستقيمى براى عقيدهء اسلامى به شمار مىآمد . ( 3 ) نيز نظريهء ديگرى وجود دارد كه « علّامه مرحوم شيخ عبد الواحد مظفر »
هامش
( 1 ) بطلة كربلاء ، ص 176 و 180 . ( 2 ) نظريهء امامت نزد شيعهء اثناعشريه ، ص 343 .