و مردم به جاهليت نخستينشان برگردند . . . » « 1 » .
( 1 ) ب - احمد فهمى : « استاد سيد احمد فهمى » مىگويد : « حسين عليه السّلام ، دريافت كه كشته مىشود ؛ زيرا به علم يقين از بدنهادى يزيد ، زشتخويى و دغلكارىاش آگاه بود ، يزيد پس از كشتن حسين عليه السّلام ، دستش دراز مىشد تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در سلالهاش بيازارد با كشتن كودكان بىگناه و شكستن حرمت زنان و برداشتن آنان و باقيماندهء كودكان از بيابانى به بيابانى و از شهرى به شهرى كه ديدن آن وضع ، غيرت مسلمين را بر مىانگيخت ، زيرا چيزى شنيعترين و زشتتر از انتقام گرفتن از زنان و كودكان ، پس از كشتن جوانان و مردان نيست .
( 2 ) آن حضرت با حركتش به آن وضع ، مىخواست از يزيد در خلافتش انتقام بگيرد و در اوج قدرتش او را بكشد و به حقيقت آنچه را آن حضرت انتظار داشت ، انجام شد و آنچه را يزيد و دار و دستهاش عمل كرده بودند ، اثرى عميق در نفوس مسلمين داشت و آنچه با ذريهء نبوت انجام دادند ، يعنى شكستن حرمت زنان كه جز به صيانت ، پاكى ، عزت و بزرگوارى ، به چيز ديگرى شناخته نشده بود ، خشم مسلمين را برانگيخت ، چيزى كه زبان شعرا را به بدگويى و نكوهش گشود و بيشتر مسلمين از خلافت امويان متنفر گشتند و قلوب مؤمنان بر آنان خشمگين گشت ، بنابراين ، حسين ، او را به قتلى شديدتر از قتل خويش ، كشت » « 2 » .
( 3 ) ج - احمد محمود صبحى : « دكتر احمد محمود صبحى » مىگويد : « آنگاه ، نپذيرفت ( يعنى حضرت حسين عليه السّلام ) مگر اينكه خانوادهاش را با خود ببرد تا
هامش
( 1 ) امام كاشف الغطاء در اين مورد به تفصيل در كتاب خود ، « السياسة الحسينية » سخن گفته است .
( 2 ) ريحانة الرسول ، ص 167 .