قرآن بر آن تصريح نموده و سنّت در مورد آن متواتر شده است ، ولى حكومتهاى قبلى آن را غارت نمودند و چيزى از آن را ادا نكردند تا حركت مقاومت را نزد علويان فلج نمايند ، امام حسين عليه السّلام در سخنش با « ابو هره » ، كه او را از خروج بر ضد بنى اميه نهى كرده بود ، به اين مطلب اشاره نمود و فرمود : « واى بر تو اى ابو هره ! بنى اميه مال مرا گرفتند و من صبر كردم » .
( 1 ) گمان غالب اين است مالى كه بنى اميه از آن حضرت گرفته بودند ، همان « خمس » باشد . « دعبل خزاعى » در قصيده درخشانش كه آن را در خراسان در حضور امام رضا عليه السّلام خوانده ، به اين مطلب اشاره نمود و گفته بود :
ارى فيئهم فى غيرهم متقسما * و ايديهم من فيئهم صفرات
« مىبينم كه حقشان ميان ديگران تقسيم شده و دستشان از حقشان خالى است » .
امام رضا عليه السّلام از اين بابت ، متأثر شد و دستهاى خود را زير و رو كرد و فرمود : « به خدا كه خالى هستند » .
( 2 ) منع علويان از دستيابى به خمس به عنوان يكى از منابع اصلى زندگيشان سبب تأثّر و گرفتارى فراوانى براى آنان گرديد . شايد امام حسين عليه السّلام ، با قيام خود ، بازگرداندن اين حق سلب شده به اهل بيت را در نظر داشته است .
( 3 )
14 - امر به معروف
از قوىترين عواملى كه سرور آزادگان عليه السّلام به خاطر آنها قيام كرد ، برپا داشتن « امر به معروف و نهى از منكر » بود كه از پايههاى اساسى اين دين مىباشد و در درجهء اول ، امام دربارهء آن مسئوليت دارد .