چيزى كه از حقيقت اسلام ، و هدايت اسلامى دور بود را به خوراك اجتماع دادند اين دو عامل ، بنا به اعتقاد ما ، از مهمترين عواملى هستند كه به انحطاط آن اجتماع منجر شد . . . نشانههاى آن از هم پاشيدگى و انحطاط عبارت بودند از :
( 1 ) الف - پيمانشكنى : بيشتر فرزندان آن اجتماع ، شكستن عهد و پيمان را گناه نمىدانستند ؛ زيرا وفا نكردن آن را امرى عادى و معمول ميان مردم مىشمردند كه « كسراى عرب » آنان را بر اين كار تشويق نمود ؛ زيرا در سخنرانىاش در « نخيله » اعلام كرده بود به هيچ تعهدى كه براى امام حسن ، بر خود لازم كرده ، وفا نخواهد كرد و عمدا همهء وعدههايى را كه به آن حضرت داده بود ، بر هم زد و وفا ننمود . . . اين پديده از آشكارترين خصايص كوفيان بود ؛ زيرا عظيمترين عهد و پيمانها را با امام حسين عليه السّلام جهت يارى رساندن به آن حضرت و مبارزه با دشمنش بستند ، اما آنچه را با خداوند عهد و پيمان منعقد كرده بودند ، شكستند و آن حضرت را يارى ننمودند و به قتل رساندند .
( 2 ) ب - عدم خوددارى از دروغ گويى : از بيماريهايى كه آن اجتماع بدانها دچار شده بود ، خوددارى نكردن از دروغگويى است ، مخصوصا كوفيان كه بدان گرفتار گشته بودند ؛ زيرا آنان هنگامى كه امام حسين عليه السّلام را ، محاصره كرده بودند تا آن حضرت را بكشند ، حضرت عليه السّلام سؤالى را بر فرماندهان لشكريانى كه با وى براى حركت به سوى آنان مكاتبه كرده بودند ، مطرح فرمود و گفت :
« اى شبث بن ربعى ! اى حجار بن ابجر ! اى قيس بن اشعث ! و اى زيد بن حرث ! آيا به من ننوشتيد كه ميوهها رسيده و باغها سبز و خرم گشته و تو به سوى سربازانى كه براى تو آماده هستند ، وارد مىشوى . . . » .
آن جانهاى پليد از تعمد در دروغگويى شرمى نداشتند و همگى به وى پاسخ دادند : ما چنين نكردهايم ! !
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٦٥