عربها بدگويى كنند .
اين سياست زشت ، با روح اسلام مخالفت داشت كه در همهء حقوق و تكاليف ميان مسلمين با اختلاف قوميتهايشان ، مساوات را برقرار ساخت .
( 1 ) ج - آزادى : در طول مدّت حكومت اموى ، هيچ مفهومى از آزادى در صحنهء زندگى وجود نداشت ، زيرا نظام حاكم ، مردم را در مورد هر اقدامى كه با خواستهايش موافقت نداشت ، به مجازاتى سخت و شديد مىگرفت تا هيچ كس نتواند حقوق خود را مطالبه نمايد و يا در مورد يكى از منافع مردم سخن بگويد ، از آنجا كه حكومت نطع « 1 » و شمشير ، در آن روزگار برقرار بود .
سرور آزادگان ، به پا خاست تا انسان مسلمان و ديگر انسانها را از ستم همگانى برهاند و حقوق مردم را كه در روزگار معاويه تضييع شده بود ، به آنان بازگرداند .
( 2 )
12 - فروپاشى اجتماع
اجتماع در روزگار امويان منحط شد و فاقد همهء ارزشهاى اسلامى گرديد ، مهمترين عواملى كه به انحطاط آن انجاميد ، عبارتند از :
1 - محروم ساختن اجتماع از تربيت معنوى كه هيچ يك از خلفا به جز حضرت امام امير المؤمنين عليه السّلام اهميتى بدان نمىدادند ، آن حضرت به اين كار ، توجهى خاص داشت ولى حوادث هولناك ، وى را از ادامهء راهش در اصلاح مردم و بهبودى اخلاقشان بازداشت .
2 - تلاش حكومت اموى در فاسد ساختن اجتماع و گمراه نمودنش هر
هامش
( 1 ) « نطع » ، سفرهاى چرمى بود كه انسانها را بر روى آن سر مىبريدند ( مترجم ) .