و او را از نامهء معاويه در مورد او ، آگاه ساخت و مروان از انجام فرمان معاويه خوددارى كرد ، سعيد نامهاى به معاويه نوشت و عمل وى را محكوم كرد كه در آن نامه چنين آمده بود :
« از كار امير المؤمنين در مورد ما - با وجود خويشاوندىمان - تعجب است كه برخىمان بر برخى ديگر دشمنى كند . . . بنابراين ، امير المؤمنين با اين كارش و صبر نمودن بر آنچه از پليدان دوست نمىدارد و عفو وى و ايجاد دشمنى در ميان ما و ايجاد كينه كه فرزندان آن را به ارث خواهند برد ، دست به كار است » « 1 » .
( 1 ) « عمر ابو النصر » ، در مورد اين سياست تفرقهافكنانه كه معاويه با خاندانش در پيش گرفته بود ، چنين اظهار نظر مىنمايد : « سبب اين سياست ، همان علاقهء معاويه به ايجاد اختلاف ميان خويشاوندانش بود كه از نفوذ آنان بر يزيد ، بعد از خودش ، بيم داشت پس بعضى از آنان را به وسيلهء بعضى ديگر ، مورد ضربه قرار مىداد تا پيوسته نيازمند توجه و عنايت وى باقى بمانند » « 2 » .
( 2 )
متوقف كردن بيعت
معاويه ، به طور رسمى ، بيعت گرفتن براى يزيد را تا وقت ديگرى ، متوقف ساخت تا از بين بردن موانع و سدهايى كه بر سر راه او قرار داشتند ، برايش ميسّر گردد .
مورخان مىگويند : او پس از ملاقات با عبادلهء قريش در يثرب و آگاه شدن از نظريات آنان كه مخالف نظر وى بودند ، همهء فعاليتهاى سياسى در آن زمينه را
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 293 - 294 .
( 2 ) عمر أبو النصر ، السياسة عند العرب ، ص 98 .