تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
همتايانى دارى و آنان براى مخالفت با تو قدرتى دارند » . معاويه به فريبكارى با وى پرداخت و به او گفت : « تو نظير امير المؤمنين بعد از او هستى و در هر سختى بازوى او مىباشى ، من تو را بر قومت ولايت داده‌ام و سهم تو را از خراج فراوان ساخته‌ام ، ما آمدنت را گرامى مىداريم و بخششت را نيكو مىدهيم » « 1 » . مروان به معاويه گفته است : « كار را هرقلى كرده‌ايد و براى پسرانتان بيعت مىگيريد » « 2 » . ( 1 )

3 - زياد بن أبيه

« زياد بن أبيه » بيعت معاويه براى پسرش يزيد را به جهت معروف بودن يزيد به بىبندوبارى ، بىشرمى و زشتكارى نپسنديد . مورخان مىگويند : معاويه به وى نامه‌اى نوشت و او را به گرفتن بيعت براى ولايت‌عهدى يزيد فرا خواند كه وى از مغيرة بن شعبه شايسته‌تر نيست . هنگامى كه نامه‌اش را خواند ، يكى از ياران خود را كه بيش از هر كسى مورد اعتماد وى بود ، فرا خواند و به او گفت : مىخواهيم تو را بر چيزى امين قرار دهم كه متون نامه‌ها را براى آن امين نمىشمارم . نزد معاويه برو و به او بگو : اى امير المؤمنين ! نامهء تو با فلان مطلب به من رسيد ، پس مردم چه خواهند گفت اگر ما آنان را به بيعت با يزيد فرا خوانيم ، در حالى كه وى با سگان و بوزينگان بازى مىكند و جامه‌هاى رنگارنگ مىپوشد و دائم الخمر است و شبها را با رامشگران
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 152 . ( 2 ) الاسلام و الحضارة العربية 2 / 395 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 277 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى