كه كوهها نابود شوند » .
« ماليات بلخ و دجله تماما بر او مىرسد و فرات و آنچه آبيارى مىكند و نيل ، از آن اوست » .
آن شكوهى كه سرها در برابرش خاضع مىشود و كوهها در برابرش نابود مىشوند ، از دائم الخمر بودن وى و بازى پيوستهاش با بوزينگان و سگان و ارتكاب جرايم و زشتكاريها به وى رسيده بود ! ( 1 ) - مسكين دارمى : « مسكين دارمى » از شاعران مزدور بود كه معاويه به وى دستور داد تا وى را در حضور كسانى كه از بنى اميه و اشراف اهل شام در مجلسش بودند ، او را به گرفتن بيعت براى يزيد تشويق كند . پس مسكين بر معاويه وارد شد و هنگامى كه مجلس وى را پر از مردم ديد ، با صداى بلند گفت :
ان ادع مسكينا فانى ابن معشر * من الناس أحمى عنهم و أذود
الا ليت شعرى ما يقول ابن عامر * و مروان ام ما ذا يقول سعيد
بنى خلفاء اللّه مهلا فانما * ينوء بها الرحمن حيث يريد
اذا المنبر الغربى خلاه ربه * فان امير المؤمنين يزيد
على الطائر الميمون و الجد ساعد * لكل أناس طائر و جدود
فلا زلت اعلى الناس كعبا * و لم تزل وفود تساميها اليك وفود
و لا زال بيت الملك فوقك عاليا * تشيد اطناب له و عمود « 1 »
« اگر مرا مسكين بخوانند ، من فرزند گروهى از مردم هستم كه از آنها حمايت و دفاع مىكنم » .
هامش
( 1 ) الاغانى 20 / 212 - 213 .