تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
عموى على بن أبي طالب است » « 1 » . ( 1 ) مورخان مىگويند : هرگاه معاويه خطبه مىگفت ، خطبهء خود را با اين گفته به پايان مىبرد : « خداوندا ! ابو تراب در دين تو الحاد ورزيد ! و از راه تو بازداشته است ! پس او را به سختى لعنت كن و به عذابى دردناك ، گرفتار ساز . . . » . اين كلمات را بر روى منبرها مىگفتند . « 2 » و هنگامى كه معاويه ، « مغيرة بن شعبه » را به امارت كوفه منصوب ساخت ، مهمترين چيزى كه به وى سفارش نمود اين بود كه در ناسزا گويى به امام عليه السّلام ، رحمت فرستادن بر عثمان ، عيبجويى ياران على و دور ساختن آنها كوتاهى ننمايد ، مغيرة ، هفت سال ، والى كوفه بود و در اين مدت مذمّت على و ناسزاگويى به آن حضرت را رها ننمود « 3 » . ( 2 ) معاويه ، با اين كار مىخواست كه دلهاى مردم را از امام عليه السّلام دور سازد و ميان مردم و اصول آن حضرت ، فاصله بيندازد ؛ اصولى كه حتى در كاخهاى معاويه ، وى را تعقيب مىنمود . ( 3 ) « دكتر محمود صبحى » مىگويد : « امام ، كالبدى بىجان شده بود كه نه براى قدرت آنان مزاحمتى داشت و نه شخصا آنها را مىترساند ، اين مسأله ( ناسزاگويى به امام ) چيزى نبود جز اينكه اصول آن حضرت در حكومت و نظرياتش در سياست ، پس از مرگ وى نيز - همچون دوران حياتش - ، زندگى را بر آنان تيره و تار مىساخت » « 4 » . امام ، پرچمدار عدالت انسانى و نمونهء برجستهء اين دين بود .
هامش
( 1 ) همان : 2 / 172 . ( 2 ) النصائح الكافية ، ص 87 . ( 3 ) طبرى ، تاريخ 5 / 253 . ( 4 ) نظرية الامام لدى الشيعة الاثنى عشرية ، ص 282 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 209 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى