تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
- آرى ، سوگند به آنكه جدم را مژده دهنده فرستاد ! - اى ابا عبد اللّه ! از تو مىپرسم آيا من دايى مؤمنين نيستم ؟ ! - آرى ، سوگند به آنكه جدّم را به پيامبرى فرستاد ! - از تو مىپرسم اى ابا عبد اللّه ! آيا من كاتب وحى نيستم ؟ ! - آرى ، سوگند به آنكه جدّم را بيم دهنده فرستاد ! ( 1 ) سپس معاويه از منبر پايين آمد و حسين بالاى منبر رفت و خداوند را ستايش كرد به ستايشهايى كه اولين و آخرين بمانند آن ، خداى را نستوده‌اند ، سپس گفت : پدرم از جدم از جبرئيل از خداى تعالى روايت كرد كه زير پايهء كرسى عرش ، برگ ياس سبز رنگ وجود دارد كه بر آن نوشته شده است لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّه ، اى شيعيان آل محمد ! هيچ‌كدامتان روز قيامت نمىآيد مگر اينكه خداوند او را به بهشت وارد مىفرمايد . ( 2 ) معاويه به او گفت : اى ابا عبد اللّه ! از تو مىپرسم ، شيعيان آل محمد چه كسانى هستند ؟ حضرت عليه السّلام گفت : كسانى كه شيخين ، ابو بكر و عمر را ناسزا نمىگويند و عثمان را ناسزا نگويند و تو را اى معاويه ناسزا نگويند ! ! ( 3 ) « حافظ ابن عساكر » بر اين حديث ، اين گونه اظهار نظر نموده است : « اين حديثى ناشناخته است و سند آن را به حسين متصل نمىبينم » « 1 » . مسلمانان ، با اين احاديث جعلى ، دچار گرفتارى سختى شدند ، احاديثى كه در كتب سنّت ، نگارش يافته و بسيارى از مسلمين گمان كرده‌اند كه آنها احاديثى واقعى هستند لذا جامه‌اى از تقدّس بر معاويه پوشاندند و او را به گروه نخستين از صحابه ملحق نمودند ، آنها كه در دين خود بسيار پايبندى داشتند ، در
هامش
( 1 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 113 - 114 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 207 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى