در دلهاى مردم و تفكر آنان ، چيره باشد و نبايد هيچ اثرى براى منافع و اميال وجود داشته باشد . اين نوع خالص از ايمان ، بدون شك تنها براى گروه اندكى از يارانش محقق گرديد ، همچون « حجر بن عدى ، مالك اشتر ، عدى بن حاتم ، ميثم تمار » و مانند آنها ، كسانى كه از هدايتش مايه گرفته بودند ، آنان كه قرآن را خواندند و محكم شمردند و واجب را مورد دقت قرار داده ، به جاى آوردند و سنّت را زنده نگهداشته ، بدعت را ميراندند ، آن گونه كه حضرت خود تعبير فرمودند . اما اكثريت بزرگ از سپاه و ملّت وى ، اهداف و آرمانهايش را درك نكردند و ارزشهاى والايش را در سياست درخشانش كه تضمين حقوق مظلومان و ستمكشيدگان را مدّ نظر داشت ، نشناختند .
( 1 ) امام ، در رفتار سياسىاش به شدت پرهيزكار بود و سياست عموميش را تحت الشعاع ارزشهاى دينى و اخلاقى خود قرار داده بود ، لذا حق را با همهء جوانب و مفاهيمش گسترانيده بود و براى زورمندان هيچگونه نفوذى باقى نگذاشت و براى سرمايهدارى قريشى كه عامهء مردم را باغى براى قريش مىپنداشت ، هيچ قدرتى قرار نداد .
( 2 ) نيروهاى منحرف از راه حق ، در برابر امام ، سر به شورش برداشته ، آتش جنگ را شعلهور ساختند و حركت امام را در اجراى عدالت اجتماعى ، متوقف ساختند و در راه آن حضرت ، سدها و موانع ايجاد كردند ، امام ، افسرده و غمگين بر جاى ماند در حالى كه گرگهاى تبعيض و بهرهكشى ، او را مورد حمله قرار داده ، حوادث هولناك پىدرپى بر آن حضرت وارد مىشد كه آشوبهاى داخلى مهمترين آنها بود و خوارج آنها را دامن مىزدند ؛ يعنى كسانى كه با او زندگى مىكردند و آشكارا با وى دشمنى مىنمودند و فتنهها و اختلاف را گسترش مىدادند و منتظر فرصتها براى شورش بر ضد او بودند .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١٣٣