( 1 ) « عبد اللّه بن رزين » مىگويد : « روز عيد قربان بر حضرت على وارد شدم .
آن حضرت ، حريرهاى « 1 » نزد ما آورد . به او گفتم : خداوند تو را صلاح بخشد ، چرا از اين غازها چيزى براى ما نمىآورى ؛ زيرا خداوند خير را فراوان گردانيده است . آن حضرت فرمود : اى فرزند رزين ! شنيدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كه مىفرمود : براى هيچ خليفهاى ، از مال خدا حلال نمىشود ، جز دو ظرف كه يكى را خود و خانوادهاش بخورد و ديگرى را تقديم مردم كند » « 2 » .
( 2 ) همه كسانى كه تسليم انگيزههاى مادّى و شهوانى شده بودند ، از سياست آن حضرت ، انتقاد كردند و تلاشگرانه براى سرنگونى حكومتش و تشكيل حكومتى كه منافع اقتصادى و سياسى آنان را تضمين كند ، كوشيدند .
( 3 ) مسلّم است كه امام مىدانست چگونه اطاعت افراد را به سوى خود جلب كند و چگونه قدرت و نفوذ خود را بر كسانى كه از او انتقاد مىكردند ، گسترش دهد ، ولى آن كار صورت نمىگرفت مگر به اينكه در دين خود به دورويى پردازد و راه نيرنگ و حيله را در پيش گيرد و مال را به ناحق بدهد و همچون ديگر عاشقان حكومت و قدرت گردد ، طبيعى است كه انحراف از حق و دادوستد با منافع امّت ، چيزى است كه حضرت على عليه السّلام آن را نمىپذيرفت و ارزشهاى والايش آن را رد مىكرد ؛ زيرا نه قدرت ، او را مىفريفت و نه جمع شدن مردم برگرد او بر عزّتش مىافزود و نه پراكنده شدن آنان از دور و بر وى - آن گونه كه خود مىفرمود - وحشتش را بيشتر مىنمود .
( 4 ) امام ، ايمانى خالص نسبت به دين داشت و ضرورى مىدانست كه ايمان
هامش
( 1 ) آرد پخته شده با شير يا روغن ( معجم آلوسى ، باب راى - مترجم ) .
( 2 ) جواهر المطالب فى مناقب الامام ابى الحسن ، 1 / 283 نوشتهء شمس الدين ابو البركات ، از كتابهاى تصويربردارىشدهء كتابخانهء امام امير المؤمنين عليه السّلام .