( 1 )
پذيرش امام عليه السّلام
در اينجا موردى براى سؤال باقى مىماند و آن اينكه چرا امام پذيرفت تا يكى از اعضاى شورا باشد آن هم با وجود تفاوتهاى آشكارى كه ميان آن حضرت و ميان آنها بوده است ؟
خود آن حضرت به اين پرسش ، پاسخ داده كه وى مىخواسته تناقض گويى عمر را آشكار سازد ، زيرا عمر بارها گفته بود كه نبوت و خلافت در يك خاندان جمع نمىشوند پس در اين صورت چرا وى را يكى از اعضاى شورا كه نامزد خلافت بودند ، قرار داده است ؟ ! !
( 2 )
مصيبتهاى شورا
محققان پيشين و متأخر بر انتقاد از شورا و ساختگى بودن نظام آن متفقند و پيامدهاى ناگوار آن بر مسلمين به صورت فتنهها و اختلافات و ايجاد گرفتاريها و مشكلات براى آنان را بر شمردهاند كه اين موارد را در كتاب خودمان ، « حياة الامام الحسن عليه السّلام » بيان كردهايم ولى ضرورت بحث اشاره به آنها را لازم مىسازد كه آنها عبارتند از :
( 3 ) اولا : اين نظام از واقعيت شورا دور بوده و فاقد همهء عناصرى مىباشد كه شورا بدانها ممتاز مىگردد ، زيرا بايد اين موارد در آن فراهم باشند :
الف - اينكه امّت با همهء بخشهايش در انتخاب ، شركت جويند .
ب - اينكه حكومت به طور مستقيم يا غير مستقيم در امور انتخاب مداخله نكند .
ج - اينكه آزاديهاى عمومى براى همهء انتخاب كنندگان فراهم باشد .