( 1 )
اخطار به صحابه
عمر ، به صحابه اخطار داد و آنان را به معاويه و عمرو بن عاص تهديد نمود ، هرگاه در عقيده متفق نشوند و در مورد حكومت و قدرت به نزاع برخيزند ، پس به آنها گفت : « اى ياران محمد ! با يكديگر همدل شويد كه اگر چنين نكنيد ، عمرو بن عاص و معاوية بن ابى سفيان در امر خلافت بر شما چيره خواهند شد . . . » .
( 2 ) شيخ اماميه ، شيخ مفيد بر اين گفته چنين اظهار نظر كرده است : « عمر با اين گفته ، مىخواست معاويه و عمرو بن عاص را به طلب خلافت تشويق كند و طمع آنها را در آن برانگيزاند ، زيرا معاويه عامل و امير وى در شام و عمرو بن عاص ، عامل و امير او در مصر بودند و او ترسيد كه اگر عثمان ضعيف شود ، امر خلافت به على بر گردد ، پس اين سخن را بر زبان راند تا مردم آن را به آن دو كه در مصر و شام بودند ، برسانند و آنها در صورتى كه امر خلافت به على برسد ، بر آن دو سرزمين ، مستولى شوند . . . » .
( 3 )
موضعگيرى امام عليه السّلام
امام امير المؤمنين عليه السّلام به رنج آمد و بسيار اندوهگين گشت و دانست كه شورا توطئه و حيلهاى بيش نيست كه براى دور كردن امر خلافت از وى طرح طرحريزى شده است . آن حضرت با عمويش عباس روبهرو شد و بىمقدمه به وى فرمود : « اى عمو ! امر خلافت از ما دور شده است » .
او گفت : « چه كسى تو را با خبر ساخته است ؟ » .
حضرت فرمود : « وى مرا با عثمان مقارن ساخته و گفته است كه با اكثريت