« و هنگامى كه پيرى ، اطراف سرم را سفيد كرد » .
« و مرا ناگزير ساخت تا خضاب به كار برم » .
« از لهو بازماندم و آن را به حال خودش گذاشتم » .
« در زمانه شگفتيهايى است براى كسى كه دو حالتش را تجربه كند ! » .
« و اگر انسان خردمند اصيلى ، انديشهاش را در مورد آن به كار گيرد » .
« از آن عبرتى مىيابد كه در دوران زندگى به كارش مىآيد » .
( 1 ) امام حسين عليه السّلام بالبداهه به وى چنين پاسخ داد :
فما رسم شجانى قد * محت آيات رسميه
سفور درجت ذيلين * فى بوغاء قاعيه
هتوف حرجف تترى * على تلبيد ثوبيه
و ولاج من المزن * دنا نوء سماكيه
اتى مثغنجر الورق * بجود من خلاليه
و قد احمد برقاه * فلا ذم لبرقيه
و قد جلل رعداه * فلا ذم لرعديه
ثجيج الرعد ثجاج * اذا أرخى نطاقيه
فاضحى دارسا قفرا * لبينونة أهليه
« هيچ نشانهاى كه آثارش نابود شده باشد ، مرا اندوهگين نسازد » .
« آنچه همچون گرد و خاكى كه همراه باد به هر طرف پراكنده شده باشد » .
« بادهايى كه زوزه كشد و هواى سردى كه جامهها را بر هم انباشته مىكند » .
« و ابرى كه در آسمان پيش مىآيد و نزديك مىشود » .
« ابرى تيره كه پيش مىآيد و از ميان آن بخشش نثار مىشود » .
« ابرى كه برقى ستوده دارد و هيچ نكوهشى بر برق آن نباشد » .