بامداد بر خداى عزّ و جل عرضه مىگردد » « 1 » .
در اينجا سخن دربارهء بعضى كلمات برجستهء حكمتآميز ، مواعظ و آداب روايت شده از آن حضرت ، به پايان مىرسد كه به جهت اختصار و خوددارى از اطالهء سخن ، مضامين آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار نداديم .
( 1 )
در ميان سرودهها
منابع تاريخ و ادبيات عرب ، به بعضى از سرودههاى امام حسين عليه السّلام در شعر ، اشاره دارند و آنچه آن حضرت در بعضى از مناسبات به عنوان شاهد مثال بر زبان آورده است ، هر چند به نظر ما بعضى از آنها خالى از جعل نيست . برخى از اين موارد ، بدين شرح است :
( 2 ) 1 - مردى اعرابى به مسجد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وارد شد ، پس در كنار حضرت حسن بن على عليه السّلام ايستاد در حالى كه جمعى از مردم دور آن حضرت حلقه زده بودند . پس دربارهء او پرسيد . به او گفته شد كه وى « حسن بن على » است . گفت :
مقصود من هم او مىباشد كه آنان سخن مىگويند و در سخن خويش فصاحت دارند و من از صحراها ، دشتها ، درّهها و كوهها گذشتم و آمدم تا با وى سخن بگويم و از او دربارهء سخنان مشكل در زبان عربى بپرسم . يكى از همنشينان امام به وى گفت : اگر براى اين كار آمدهاى ، پس از آن جوان شروع كن و به حضرت حسين اشاره نمود .
وى به سوى آن حضرت رفت و ايستاد و بر او سلام كرد . امام عليه السّلام سلامش را پاسخ داد و به او فرمود : حاجت تو چيست ؟
گفت : من از هرقل ، جعلل ، اينم و همهم به سوى تو آمدهام .
هامش
( 1 ) بحار 93 / 347 .