فرجام سخن
روش كار در اين پژوهش به قصد آزمون روش و تعدادى از فرضهاى نظرى آغاز گشت . اما روش ، تطبيق دستاوردهاى بررسى زبانشناسى نوين است كه آموزههاى فلسفى متفكران معاصر غير عرب در حوزههاى پژوهش عربى - اسلامى ، آن را به تحرّك وامىدارد .
اما فرضها ، برخى از انديشههايى است كه نويسنده آنها را از مبانى علوم عربى و حقايق آنها گمانهزنى كرده است و قصدش اين بود كه درستى يا نادرستى آن گمان را با قرار دادن بر محكّ تطبيق تحقّق بخشد . اين مبانى عبارتند از :
1 - بخش زيادى از مشكل در علوم قرآنى ، مشكل زبانى است .
2 - يكى از عناصر مهم در مشكل زبانى ، مشكل معنا يا تعيين دلالت است .
3 - علم وجوه و نظاير قرآنى همان بررسى مشترك لفظى در قرآن كريم است .
4 - آنچه كه نزد زبانشناسان عرب به مشترك لفظى معروف است ، نزد زبانشناسان معاصر ( اروپايى ) به چند معنايى شهرت دارد « 1 » .
5 - بافت ، تأثير بسزايى در تحديد معنا و جهتدهى فهم مفسّر دارد .
6 - رام كردن متون زبان براى تحليل پديدههاى بافت ، تجربهء قابلملاحظهاى است كه ابعاد معنايى تازهاى از اين متون را آشكار مىسازد ؛ بهطورى كه اين كشف با قرائت زبان و
هامش
( 1 )Multipel meaning.