امورى را تحميل مىنمايد و دربردارندهء عاطفهاى است كه در انتخاب واژگان و انتخاب ما ، در وجوه تأثير مىگذارد ؛ اين امر مبتنى است بر فهم كامل اين موقعيّت يعنى « موضوع متن » .
ج ) بافت زبانى : در الفاظ و تركيبهايى نمايان است كه لفظ مورد بررسى را احاطه كردهاند ، و با توصيف عناصر اساسى زبانى آنكه فهم با آنها آغاز مىگردد و به واسطهء آنها تكميل مىشود ؛ پس تفسير نبايد با دلالتهاى الفاظ بدون وجود قرينهء ديگرى ، در تناقض باشد .
6 - تطبيق اين مفهوم بافت با واژگان قرآنى بر كشف ابعاد جديدى از معانى آن كمك مىكند و مفسّر را از تأثيرپذيرى از افكار بيرون از بافت انديشه قرآنى كه در زبان قرآن و مفاهيمى كه دربردارد و به آن فرامىخواند ، دور مىسازد .
7 - بررسى بافت ژرفنگرى در تجربهء متن و ژرف كاوى رابطهء محقق با آن است . با دنياى متن و دنياى زبان ؛ و به نتايج معناشناختىاى سوق مىدهد كه صبغهء اعتماد و وضوح دارد چون برگرفته از خود زبان است نه چيز ديگر .
اين تجربهء تازه در اقدام به تفسير از يكى از روشهاى دشوار كامل نمىگردد مگر اين كه در عرصهء تطبيق زبانى مفيد باشد و در گزينش آن به تطبيق و بازسازى تجربه آن به قصد زمينهسازى اين روش تازه در بررسى دلالتهاى متن قرآنى با ديدگاه روشن معاصر ، تشويق نمايد .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص٢٦١